تحولات منطقه

برای ایجاد آگاهی و پر کردن شکاف‌های اجتماعی، گفت‌وگو در گوشه‌ای از خیابان، آن هم به خاطر بزرگداشت شهدای دانش‌آموز میناب، بهانه خوبی است که این شب‌ها در گوشه‌ای از مشهد به همت یک زوج مشهدی در حال رقم خوردن است.

تلاش برای برطرف کردن شکاف جامعه با برپایی پاتوق گفت‌وگو در هاشمیه مشهد/ شکافی که با درد وطن پر شد
زمان مطالعه: ۵ دقیقه

حماسه حضور این شب‌های مردم در خیابان‌ها جلوه‌های بی‌بدیلی از وحدت را خلق کرده؛ اما به دلیل همه شکاف‌هایی که دشمن پیش از آن میان مردم ایجاد کرده بود، هنوز جای بسیاری از مردم خالی است؛ مردمی که اگر با واقعیت جنگ آشنا شوند، در وطن‌داری و وطن‌دوستی، پای ثابت ایستادن در مقابل بیگانگان کودک‌کش قرار می‌گیرند.
برای ایجاد این آگاهی و پر کردن شکاف‌های اجتماعی، گفت‌وگو در گوشه‌ای از خیابان، آن هم به خاطر بزرگداشت شهدای دانش‌آموز میناب، بهانه خوبی است که این شب‌ها در گوشه‌ای از مشهد به همت یک زوج مشهدی در حال رقم خوردن است.
عاطفه ماندگاری و همسرش ۲۵ شب است که در هاشمیه ۱۰ موکب متفاوتی برپا کرده‌اند که در آن خبری از پرچم ایران و مداحی و سرودهای حماسی نیست؛ بلکه در آن تنها عکس شهدای دانش‌آموز میناب و شمع‌هایی روشن وجود دارد تا ضمیرهای خفته را بیدار کنند.
برای اطلاع از جزئیات این فعالیت مردمی به سراغ خانم ماندگاری رفتم. او درباره چگونگی شکل‌گیری این ایده می‌گوید: همان شب‌های نخست شروع جنگ که با حمله آمریکایی-صهیونیستی به کشور آغاز شد، من و همسرم فکر کردیم می‌توانیم در این زمان، فرصتی را برای همدلی با افرادی که به دلیل اتفاقات دی ماه کمی از ما دور شده‌اند، فراهم کنیم. با وجود اینکه حضور با پرچم جلو مساجد خیلی زیباست؛ اما کسانی که مخالف هستند و از ما دور شده‌اند و با اتفاقات دی ماه دورتر هم شده‌اند، در آن اجتماعات نمی‌آیند تا با آن‌ها صحبت کنیم.

خون پاک شهدای دانش‌آموز، تلنگری برای آغاز یک گفت‌وگو

او با بیان اینکه اکنون درد ما، درد وطن است، خاطرنشان می‌کند: برای اینکه این اتفاق رقم بخورد، باید روی موضوعی دست می‌گذاشتیم که دل افراد را کمی متوجه کند. به همین خاطر یادبودی را برای شهدای دانش‌آموز میناب در نبش هاشمیه ۱۰ برپا کردیم؛ چرا که خون پاک این کودکان بی‌گناه سبب می‌شود به افراد تلنگری خورده شود. به همین خاطر بدون پرچم و پخش مداحی‌ها و آهنگ‌های حماسی در کنار خیابان و میان دو درخت، تصاویر شهدای دانش‌آموز میناب را روی یک طناب آویزان کردیم و روی درخت خشکیده دیگری هم تصاویر کودکان شهید را زدیم. روی یک تخته سیاه هم نوشتیم «آهسته برانید. اینجا ۱۶۸ کودک کشته شده‌اند» تا به دور از برچسب‌زنی حزب‌اللهی از سوی افراد و دورتر از مکان‌های تجمع شبانه مردم بتوانیم باب گفت‌وگو را با افراد باز کنیم.
ماندگاری می‌افزاید: روی برگه‌ای نوشته‌ایم اگر دوست دارید، به یاد بچه‌های میناب شمعی روشن کنید. سفره‌ای را هم روی زمین پهن کرده‌ایم که لباس‌های خونی و خاکی بچه‌ها را گذاشته‌ایم. وقتی افراد می‌آیند و شمعی روشن می‌کنند و عکس‌های بچه‌های میناب را می‌بینند، جلو می‌رویم و با آن‌ها صحبت می‌کنیم و از حالشان برای اتفاق رخ داده می‌پرسیم. برخی می‌گویند جنگ است و باید هزینه بدهیم؛ اما بعضی‌ها می‌گویند اتفاقات بدی رخ داده است. این‌گونه باب گفت‌وگو را باز می‌کنیم و آن‌ها را در جریان حقایقی که در حال رخ دادن است، قرار می‌دهیم.
او درباره بازخورد مردم بیان می‌کند: شب‌های نخست بازخوردهای خوبی نداشتیم؛ اما این کار برای خیلی از افراد جالب بود. می‌ایستادند و نگاه می‌کردند و لبخندی می‌زدند؛ اما پس از پنج شب چهره‌هایی که شب‌های نخست دیده بودیم، دوباره می‌دیدیم، نزدیک می‌آمدند و باب گفت‌وگو با آن‌ها باز می‌شد.
ماندگاری متذکر می‌شود: در ادامه، افراد دیگری هم به کمک ما آمدند. چند نفر از دوستان همسرم که در پاتوق کتاب و پردیس کتاب مشغول کار هستند، همچنین چند جامعه‌شناس و چند نفر از دوستانم
که روان‌شناس هستند نیز به جمع ما پیوستند. اگرچه آن مدینه فاضله‌ای که من و همسرم در ذهنمان داشتیم، در این کار رقم نخورد؛ اما باز هم این مسیر گفت‌وگو باز شد. ابتدا برایشان سؤال شده بود که
چرا پرچم نداریم. گفتیم ما تنها چیزهایی را که سبب ایجاد همدلی با یک قشر خاص می‌شود، داریم و هر چیزی که باعث ایجاد فاصله ما با آن قشر شود، نداریم.
او درباره گفت‌وگوهایی که شکل گرفته نیز می‌گوید: با یکی از افراد که صحبت می‌کردیم، گفتیم ما مانند آن خواهر و برادری هستیم که اگر با هم بدترین دعواها را هم داشته باشیم، اگر کسی خارج از خانواده به ما نگاه بدی داشته باشد، نمی‌توانیم آن غریبه را تحمل کنیم. به همین خاطر اگر ما در داخل با هم یک‌سری مشکلات داریم؛ اما یک بیگانه نباید به این مشکلات وارد شود. اینکه باب این گفت‌وگوها باز شد، اتفاق مهمی بود و به یقین دست خدا و خون پاک شهدای دانش‌آموز میناب موجب شد اتفاقات خوبی رقم بخورد و دل برخی افراد بلرزد، پیاده شوند و گفت‌وگو را با ما آغاز کنند.

گفت‌وگوهایی که به حضور در اجتماعات مردمی ختم شد

ماندگاری با بیان اینکه برخی از دختران می‌گفتند ما از خانم‌های چادری بدمان می‌آمد؛ اما وقتی با شما صحبت کردیم، متوجه شدیم یک‌سری مسائل برای شما هم مهم است، یادآور می‌شود: یک آقای مسیحی که ساکن لندن بود و با شروع جنگ به ایران آمده، با سگ خانگی‌اش به غرفه ما آمد و با صدای بلند برای شهدای دانش‌آموز میناب گریه کرد. به ما گفت تجمعات شبانه مردم را دوست نداشتم؛ اما کار شما حال من را دگرگون کرد. چند شب پیش آمد و گفت: «من هم این شب‌ها پرچم به دست در تجمعات مردم شرکت می‌کنم؛ چرا که وقتی با شما صحبت کردم، متوجه شدم این حضور در خیابان‌ها بالاتر از مذهبی بودن و حزب‌اللهی بودن است و این حضور یعنی وطنمان برای ما مهم است». خانم بی‌حجابی هم دو سه روزی می‌آمد و با هم صحبت می‌کردیم. دیروز با خودرو آمد و ‌گفت: «چه بلایی سر من آوردی؟ بعد از آنکه با شما صحبت کردم، هر شب دارم با خودرو در خیابان پرچم می‌چرخانم». افراد دیگری هم به ما گفتند ایستگاه شما با دل ما کاری کرد که پس از آن به خودمان آمدیم و دیدیم پرچم به دست در اجتماعات شبانه مردمی هستیم.
او متذکر می‌شود: برخی از افراد فکر می‌کنند این جنگ برای ما یک اتفاق خوب است؛ اما پس از گفت‌وگویی که با آن‌ها انجام می‌دهیم و عکس‌هایی که می‌بینند، تلنگر می‌خورند و متوجه می‌شوند این جنگ به یقین برای ما موهبت نیست و مشکلات اقتصادی که در کشور داریم، قابل تحمل‌تر از این جنگ است. خیلی از افراد مشتاق حرف زدن هستند؛ چرا که دوست دارند صحبت‌هایشان شنیده شود. الحمدلله توانسته‌ایم یک ارتباط صمیمی را با مردم برقرار کنیم.

ابراز خوشحالی از اقتدار ایران

ماندگاری عنوان می‌کند: دو سه روزی است که افراد از اقتدار ایران خیلی ابراز خوشحالی می‌کنند. شاید برخی خسته شوند؛ اما قشر خاصی که مدنظر ما بودند، اکنون می‌گویند «ما فکر نمی‌کردیم ایران آن‌قدر قدرتمند و مقتدر باشد. این اتفاق با همه بدی‌هایش سبب شد ما بفهمیم کشورمان چقدر مقتدر است و طبل تو خالی نبودیم».
او درباره ادامه فعالیتشان می‌گوید: همسرم و دوستانش اتاق فکری دارند و به دنبال ایجاد یک گالری عکس از رویدادهایی هستند که این روزها اتفاق می‌افتد؛ از جمله نمایش خسارت‌هایی که با حمله به مناطق غیرنظامی و زیرساخت‌ها وارد آمده تا افراد متوجه شوند این جنگ چه هزینه‌هایی را به کشور تحمیل کرده است. ان‌شاءالله در شب‌های آینده این گالری تصاویر در پیاده‌رو هاشمیه ۱۰ برپا خواهد شد.

منبع: روزنامه قدس

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • مدیر سایت مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظرات پس از تأیید منتشر می‌شود.
captcha